X
تبلیغات
پیروان ولایت

 سال اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی توسط مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای(حفظ الله) را به همه ایرانیان عزیز تبریک عرض می کنم و انشاء الله که سال ظهور حضرت آقا امام زمان (عج) باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 9:19  توسط سیروس رضایی  | 

آغاز سال جدید مصادف گردیده با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) ، با گرامی داشت یاد و خاطره بانوی دو عالم و ضمن تبریک بهار طبیعت امید است در سال ۱۳۹۳ با تلاش روز افزون مسئولین نظام و با توجه به ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی توسط رهبر فرزانه انقلاب به لطف پروردگار بتوانیم در راستای شکوفایی و پیشبرد اهداف والای نظام مقدس ایران اسلامی گام های موثری را برداریم.

برگزاری شایسته‌ی عزاداری ایام فاطمیه در نوروز 93

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 10:58  توسط سیروس رضایی  | 

 مهمترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۲ انتخاب شد

(( اگر غلطی از رژيم صهيونيستی سر بزند، جمهوری اسلامی تل‌آويو و حيفا را با خاك يكسان خواهد كرد.)) این پاسخ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به تهدیدهای رژیم صهیونیستی به عنوان مهمترین جمله رهبر انقلاب اسلامی در سال ۹۲ از نظر مردم انتخاب شد

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 10:45  توسط سیروس رضایی  | 
به بهانه 27 آذرماه روز شهادت آیت‌الله مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه/
مقام معظم رهبری فرمودند: وحدت حوزه و دانشگاه، يعنى وحدت در هدف. هدف اين است كه همه به سمت ايجاد يك جامعه‌ اسلامىِ پيشرفته‌ى مستقل، جامعه‌ى امام، جامعه‌ى پيشاهنگ، جامعه‌ى الگو، ملت شاهد - ملتى كه مردم دنيا با نگاه به او جرأت پيدا كنند، تا فكر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پياده كنند - حركت نمايند.

این روز بهانه‌ای شد تا سیری کوتاه بر زندگی این شهید بزرگوار داشته باشیم.

شهيد آيت‌الله دکتر محمد مفتح در سال 1307، در خانواده‌اي روحاني در همدان متولد شد. پس از فراگيري مقدمات، راهي قم شد و در محضر بزرگاني چون امام خميني، علامه طباطبايي و .. استفاده نموده و خود مدرسي بزرگ در حوزه گرديد. 

وی در حاليکه استادي بزرگ در قم بودند، پا به عرصه دانشگاه گذاشته و تا درجه دکترا ادامه تحصيل دادند. شهيد مفتح که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهي و روحاني، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود، ايجاد وحدت ميان اين دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد و در کنار آموزش و تدريس و تربيت نيروهاي جوان به مبارزه با رژيم پهلوي پرداخت.

در سال‌هاي 1340 تا 42، سخنراني‌هاي وی در شهرهاي مختلف در روشن ساختن مواضع نهضت اسلامي و افشاي چهره رژيم پهلوي بسيار مؤثر بود که با آگاهي ساواک اين جلسات تعطيل و ايشان دستگير و مورد آزار و اذيت ساواک قرار گرفت.

محبوبيت و مقبوليت شهيد مفتح در ميان طلاب و دانش‌آموزان موجب شد که او را از آموزش و پرورش اخراج و در سال 1347، به نواحي بدآب و هواي جنوبي ايران تبعيد کنند و بعد از سپري شدن مدت تبعيد نيز از ورود ايشان به قم جلوگيري به عمل آمد و ايشان با اقامت در تهران به تدريس از دانشکده الهيات مشغول شد. ايشان به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان امامت جماعت مسجد دانشگاه را عهده‌دار شد. 

سخنراني‌هاي شهید مفتح در مسجد دانشگاه در ترغيب نسل روشنفکر و تحصيل کرده به اسلام اثر بسزايي داشت. شهيد مفتح همچنين در حسينيه ارشاد نيز به فعاليت‌هاي تبليغي و علمي مي‌پرداخت و پس از تعطيلي اين حسينيه بوسيله ساواک، ايشان با قبول امامت مسجد جاويد در سال 1352، هسته ديگري از دانشجويان و روشنفکران را به دور خود جمع نمود. در آذر 1353 مسجد جاويد مورد هجوم ساواک قرار گرفت و شهيد مفتح نيز دستگير و زنداني شد. ياد و خاطره نماز عيد فطر سال 1357 که در قيطريه تهران و با استقبال بي‌نظير مردم تهران به امامت شهيد مفتح انجام شد در تاريخ انقلاب هميشه مي‌درخشد. 



در خطبه‌هاي اين نماز، شهيد مفتح براي اولين بار نام امام خميني را آشکارا بر زبان جاري و رهبري امام را مورد تأکيد قرار داد و روز پنجشنبه 16 شهريور را به عنوان تجليل از شهداي نهضت تعطيل اعلام کرد که زمينه‌ساز راهپيمايي 17 شهريور و وقايع جمعه سياه گرديد.
 
شهيد مفتح با تشکيل شوراي انقلاب از سوي امام به عضويت اين شورا درآمد. سرانجام اين شهيد بزرگوار در روز 27 آذر 1358، هنگام ورود به دانشکده الهيات،‌ توسط گروهک فرقان هدف گلوله قرار گرفت و به فيض عظيم شهادت نائل آمد. 

27 آذرماه به مناسبت فعاليت و مجاهدت اين شهيد بزرگوار در راه تحقق وحدت ميان حوزه و دانشگاه، روز وحدت روحاني و دانشجو ناميده شده است.

در این راستا لازم دیده شد با توجه به اهمیت این روز و تاکیدات بزرگان در این زمینه به بخش‌های کوتاهی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در این زمینه بپردازیم و با تاکید بر بخش‌های مهم فرمایشات ایشان موانع و ضرورت‌های موجود در این زمینه را مورد بررسی قرار دهیم.



مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در تاریخ ۱۳۶۹.۰۹.۲۸ در دیدار با جمع كثیری از طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه اظهار داشتند: روز وحدت حوزه و دانشگاه، از يادگارهاى ارزشمند امام بزرگوار ماست. اين مسأله هم مثل همه‌ى تدابير و تصميمهاى مهمى كه در راه جريان صحيح و اسلامى جامعه‌ى ما، آن حكيم عالى‌مقام و آن انسان والا و بصير مطرح كردند، يكى از بركات وجودى ايشان بوده و هست و ان‌شاءاللَّه خواهد بود.

ایشان در بخش دیگری از همین سخنرانی تاکید کردند: بنيان دانشگاه - يعنى مركز پرورش انسانهاى دانشمند طبق پيشرفتهاى علمى روز - بر بى‌دينى و معارضه‌ى با دين گذاشته شد و چندين سال اين مسأله را با قوّت و دقت دنبال كردند. يعنى نه تنها دين را در دانشگاهها ضعيف كردند، بلكه به معارضه‌ى با آن پرداختند.

ایشان بیان کردند: وحدت حوزه و دانشگاه، يعنى وحدت در هدف. هدف اين است كه همه به سمت ايجاد يك جامعه‌ى اسلامىِ پيشرفته‌ى مستقل، جامعه‌ى امام، جامعه‌ى پيشاهنگ، جامعه‌ى الگو، ملت شاهد - ملتى كه مردم دنيا با نگاه به او جرأت پيدا كنند، تا فكر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عملشان پياده كنند - حركت نمايند.
رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی در تاریخ ۱۳۷۳.۰۹.۲۷ در دیدار جمع كثیری از طلاب و دانشجویان به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه ‌ با اشاره‌ به‌ لزوم‌ استفاده‌ حوزه و دانشگاه از روشهای‌ علمی‌ جديد و سنتی‌ و نيز افكار ديگران‌ تأكيد كردند: ما در استفاده‌ از فكر و انديشه‌ و تجربه‌ بيگانگان‌ معتقد به‌ گزينش‌ هستيم‌ ولی‌ آنها نيز دست‌ به‌ گزينش‌ می‌زنند و تكنولوژی‌ پيشرفته‌ و علومی‌ كه‌ ما را به‌ پيشرفت‌ می‌رساند، برای‌ ما ممنوع‌ می‌سازند.

رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ نقشه‌ها و طرحهای‌ ديكته‌ شده‌ از خارج‌ در سالهای‌ حكومت‌ پهلوی‌ برای‌ رو در رويی‌ حوزه و دانشگاه اشاره‌ فرمودند و افزودند: وحدت حوزه و دانشگاه يعنی‌ روی‌ آوردن‌ به‌ يكديگر و اين‌ كه‌ تحصيل‌ علم‌ در دانشگاه جهت‌ ارزشهای‌ اسلامی‌ و انسانی‌ و بی‌نيازی‌ از بيگانگان‌ و تأمين‌ استقلال‌ را پيدا كند و حوزه هم‌ برای‌ پيشرفت‌، از روشهای‌ خوب‌ دانشگاه استفاده‌ كند و اين‌ همان‌ چيزی‌ است‌ كه‌ كشور را به‌ كمال‌ مطلوب‌ می‌رساند. 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بيانات خود در دیدار جمعی از دانشجویان و طلاب مورخ  ۱۳۷۲.۰۹.۲۴ فرمودند:  موضوع دانشگاه، به خودىِ خود يك موضوع مهم است؛ همچنان‌كه موضوع حوزه علميه هم، به خودى خود يك موضوع اساسى و مهم است. وقتى ما «وحدت حوزه و دانشگاه» را عنوان مى‌كنيم، بديهى است مقصود اين نيست كه اين دو را در عالم واقعيّت به يك چيز تبديل كنيم. زيرا اگرچه در گذشته، در حوزه‌هاى علميه، همان دروسى خوانده مى‌شد كه امروز در دانشگاهها خوانده مى‌شود، اما اگر فرض كنيم آن دروس حوزه‌هاى علميه، همان پيشرفتى را كه تا امروز كرده است، مى‌كرد، باز امروز بايد به مقتضاى تخصّص و تشعُّب، هر گروه كار و درس خودش را دنبال كند. پس، مقصود اين نيست. مبادا بعضى همين موضوعِ به اين روشنى و وضوح را نديده بگيرند و درباره غلط بودن شعار وحدت حوزه و دانشگاه قلمفرسايى كنند. 
طی قرن‌های گذشته استعمارگران برای بیگانه کردن نسل‌های رو به رشد کشورهای اسلامی از اسلام  و خاموش کردن مساله ایمان و وجدان دینی در بین آحاد مردم اقدامات متعددی انجام دادند. آنان در طراحی نقشه‌های فتوحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود به مانع عمده‌ای برخوردکردند و آن اعتقادات اسلامی ملت‌ها بود. زیرا اسلام مصداق کامل دینی بود که حقیقتاً با حمله و یورش همه جانبه و تجاوزکارانه دولت‌های استعماری به مناطق مختلف دنیا بویژه مناطق اسلامی مبارزه می‌کرد.

اولین پرورش یافته‌های غرب غالباً کسانی بودند که بخاطر ضعف نفس و فقدان تبلیغات مؤثر دینی نسبت به دین احساس بیگانگی و عناد می کردند. لذا دانشگاه‌ها که مرکز پرورش انسان‌های دانشمند براساس پیشرفت‌های علمی روز بود بنیان آن بر بی اعتقادی و معارضه با دین گذاشته شد و در دانشگاه‌ها نه تنها دین را ضعیف کردند بلکه به معارضه با آن پرداختند.

امام (ره) با آگاهی کامل نسبت به واقعیت‌های تاریخی، راه حل مشکلات، بقاء استقلال و شعار نه شرقی و نه غربی در کشور را، در آمیخته شدن روشنفکران و تحصیلکردگان جدید، با دین و ایمان مذهبی و نیز آشناشدن روحانیون با پیشرفت‌های علمی جهان و تجربه روش‌های جدید می‌دانستند.



و شهید مفتح نیز از جمله افرادی بود که توطئه استعمار در جدا نگاه داشتن دو قشر دانشگاهی و روحانی، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود.

وی در راه تحقق بخشیدن به آرمان‌های بنیانگذار انقلاب اسلامی، ایجاد وحدت میان این دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرارداد. سخنرانی‌های ایشان در مسجد دانشگاه در ترغیب نسل روشنفکر و تحصیلکرده به اسلام اثر بسزایی داشت. 

در پایان علت نامگذاری اين روز با عنوان وحدت حوزه و دانشگاه در حقيقت سمبلی برای يك حركت، پيوند و نهضتی فرهنگی در راستای رشد، تعالی، بالندگی و توسعه همه جانبه كشور و امت اسلامی و امت انقلابی ايران است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 8:35  توسط سیروس رضایی  | 

زندگى نامه شهید آیت الله سید حسن مدرس

اشاره

شهید آیت الله سیدحسن مدرس، از بزرگ مردان تاریخ ایران زمین است. او که حدود هفده سال، از 1289 تا 1307 نماینده مجلس بود، هیچ گاه از راه انقلابى خویش پشیمان نشد و در طول این مدت، با جسارت و شجاعت شگفت انگیز به مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت و سرانجام جان خود را نیز در این راه فدا کرد. انتخاب سال روز شهادت وى به عنوان روز مجلس از سوى مجلس شوراى اسلامى، به ماندگارى نام و یاد او در خاطرها و شناخت هر چه بیشتر این عالم انقلابى کمک خواهد کرد. در این مقاله، به زندگى آن بزرگ مرد و نیز روز مجلس مى پردازیم.

زندگى نامه شهید مدرس

سیدحسن قمشه اى اسفه اى، مشهور به مدرس، در سال 1287 هجرى قمرى برابر با 1249 خورشیدى، در خانواده اى از سادات طباطبایى ساکن سرابه، از توابع زواره اردستان به دنیا آمد. پدرش، سید اسماعیل، زندگى خود و خانواده اش را در کمال سادگى و قناعت اداره مى کرد. میرعبدالباقى، پدربزرگ مدرس، مرد زاهد و عابدى بود که از سال ها پیش در قُمشه (شهرضاى کنونى) سکونت داشت. مدرس به همراه پدر ره سپار قمشه شد و مدت ده سال در آن شهر، مقدمات ادبیات عرب و فارسى را فراگرفت. او شانزده سال بیشتر نداشت که براى ادامه تحصیل به اصفهان رفت و حدود سیزده سال در آن شهر اقامت گزید. پس از آن، راهى نجف اشرف شد و هفت سال در آن مکان مقدس به تحصیل علم پرداخت. وى در دوره دوم مجلس شوراى ملى از طرف علماى نجف، به عنوان یکى از پنج مجتهدى که قوانین مصوّب مجلس را براى مغایر نبودن با موازین شرع نظارت مى کردند، برگزیده شد. او سرانجام جان خویش را بر سر مخالفت با رضاخان پهلوى گذاشت و به درجه والاى شهادت رسید.

نظر مدرس درباره مجلس

در دیدگاه مدرس، مجلس قانون گذارى به دلیل تشکیل شدن از نمایندگان مردم کشور، به منزله عصاره ملت و مرکز ثقل مملکت است. وى مجلس را رقم زننده امور ملت و تنها مرجع تصمیم گیرنده در مملکت مى دانست. مدرس معتقد بود هیچ قانون، مصوّبه و امتیاز بدون نظر و تصویب مجلس، قانونى نیست. وى در جلسه 25 اسفند 1302 در بیان مقام و منزلت مجلس مى گوید: «این مجلس را به منزله تمام ایران مى دانم. مثل این است که سى کُرور اهالى ایران در اینجا تشریف دارند»

دیدگاه امام خمینى رحمه الله درباره شهید مدرس

امام خمینى رحمه الله در مورد مدرس مى فرماید: «مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده اند. ... یک شخص روحانى که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن مى کرد. او در مقابل قدرت زیاد رضاخان ایستاد و آن طور هجوم کرد به مجلس که نگذاشت رضاخان کارى بکند و در حالى که عمال رضاخان با هم زنده باد زنده باد مى گفتند، ایستاد و گفت که مرده باد رضاخان و زنده باد من. یک همچون مرد قدرتمندى بود، براى اینکه الهى بود. مى خواست براى خدا کار بکند و از کسى نمى ترسید. ... مدرس یک ملاى دین دار بود چندین دوره زمام دارى مجلس را داشت و از هر کس براى او استفاده مهیاتر بود. بعد از مردن چه چیز به جاى خود گذاشت، جز شرافت و بزرگى. ما مى گوییم مثل مدرس ها باید بر رأس هیئت تقنینیه و قواى مجریه و قضایى واقع شود».

 نخستین مجلس در ایران

مجلس شوراى ملى را باید ثمره انقلاب مشروطه دانست. مردم ایران پس از چند صد سال خفقان و استبداد، در قیامى ملى به مشروطیت رسیدند و توانستند با استبداد مبارزه و ثابت کنند که مردم نیز داراى حقوق سیاسى و اجتماعى هستند. آنها معتقد بودند اولاً باید قانون اساسى وجود داشته باشد تا کشور بر پایه آن اداره و تصمیم گیرى ها طبق قانون و ضوابط خاص باشد، نه بر اساس سلیقه هاى فردى و گروهى. ثانیا مجلسى از نمایندگان منتخب ملت تشکیل شود تا حقوق مشروع ملت در آنجا حفظ گردد. مردم خواهان مجلسى بودند که اعضاى آن منتخبان خود آنها باشند، نه منتخب شاه. به این صورت، نخستین جلسه مجلس شوراى ملى، تنها با حضور نمایندگان تهران در چهارده مهر سال 1285 در کاخ گلستان با حضور شاه تشکیل و با نطق یک جمله اى او افتتاح شد.

مجلس پهلوى

پس از تشکیل مجلس ملى براى نخستین بار در زمان مشروطه، در دوره سلطنت پهلوى، مجلس، ماهیت اصلى و هدف خود را از دست داد و ابزارى در دست شاه براى قانونى جلوه دادن خواسته هاى او گردید. در دوران سلطنت پهلوى، مجلس شوراى ملى که در قانون اساسى مشروطه پیش بینى شده بود، به صورت ابزارى نمایشى از سیاست تجددطلبى توخالى دولت خودکامه درآمد و سرانجام به مجلسى فرمایشى و مکانى براى نمایش خیمه شب بازى عروسک هاى دست آموز درباره پهلوى تبدیل شد.

دیدگاه امام خمینى رحمه الله درباره مجلس

مجلس شوراى اسلامى از دیدگاه امام خمینى رحمه الله ، همواره جایگاهى حساس داشت؛ چرا که براى تحقق آن، خون هاى ارزشمندى هدیه شده است. به همین دلیل، امام آن را «حاصل خون جمعیتى که وفادار به اسلام بودند» مى دانست. مجلس از دیدگاه امام، مکانى است «فراهم آمده از الله اکبرهاى مردم» و «عصاره اى است از زحمت هاى طاقت فرساى ملت.» بنابراین، آن را «بالاترین مقام کشور» برمى شمرد؛ چرا که «اکثریت قاطع مسائل کشور، بى واسطه یا باواسطه به آن وابسته است» ازاین رو، خطاب به نمایندگان مجلس مى فرمود: «شما نمایندگان محترم! مى توانید با یک رأى خود، خدمت ارزشمندى به خدا و خلق نمایید و بالعکس، و مى توانید یک خطر بزرگ را از کشور و اسلام رفع کنید و بالعکس».

چهره درخشان تاریخ تشیع

فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیت اللّه سیدحسن مدرّس از چهره های درخشان تاریخ تشیع به شمار می رود که زندگی و رفتار و نیز جهت گیری های وی در عرصه سیاسی و اجتماعی می تواند برای مشتاقان حق و حقیقت و شیفتگان فضایل، نمونه خوبی باشد. علی رغم جو وحشت و اختناق و خشونت، شهید مدرّس با عزمی راسخ در مقابل ستمگران عصر به مقابله برخاست. از این رو جنایتکاران وی را به رَبَذه «خواف» تبعید کردند و سرانجام در کنج عزلت و غریبی به دست دژخیمان به شهادت رسید. یادش گرامی باد.

فقیه برجسته

آیت اللّه شهید سیدحسن مدرّس در سنین جوانی به مقام رفیع اجتهاد رسید و از لحاظ علمی و فقهی شخصیتی نمونه و برجسته، مجتهدی جامع الشرایط، صاحب فتوا و شایسته تقلید بود. هرچند حاضر به چاپ رساله عملیه خود نشد، ولی در فقه و اصول و سایر معارف دینی آثاری مفصل و عمیق از خود به یادگار نهاد و فقاهت، ولایت و سیاست را با هم جمع کرد. آیت اللّه سیدمرتضی پسندیده، برادر بزرگ تر حضرت امام خمینی(ره)، در خصوص ابعاد فقهی شهید مدرّس، در ضمن مصاحبه ای می گوید: «ایشان مافوق همه بود، از هر جهت امتیاز داشت. او اصولاً به این فکر نبود که رساله منتشر کند، قابل قیاس با دیگران نبود».

تحمل مشکلات

شهید مدرّس مقام والای علمی را به آسانی کسب نکرد، بلکه با تحمل مشکلات فراوان و صبر در مقابل مصایب و ناملایمات و پرهیزگاری و همّتی والا، بر فراز قله دانش و پژوهش رسید و از چشمه حکمت جرعه هایی نوشید. او برای کسب معاش، منّت کسی را نکشید و با کار امکان ادامه تحصیل و تأمین مایحتاج خویش را فراهم کرد.

نامدارترین استاد

شهید مدرّس از اَوان طلبگی که در تنگدستی و فقر به سر می برد، تا اوج قدرت سیاسی و حتی برخورداری از آوازه جهانی، از تفقه در معارف دینی دست بر نداشت. زمانی که از نجف بازگشت، تدریس را در رأس همه اشتغالات خود قرار داد و در مدرسه جدّه کوچک، درس خارج فقه و اصول برگزار کرد و به سبب دقت و عمق تدریس خود در اندک مدتی نامدارترین استاد حوزه علمیه اصفهان شد و در ردیف باسابقه ترین مجتهد پرنفوذ آن منطقه یعنی حاج آقا نور اللّه اصفهانی و امثال او قرار گرفت. ایشان فقیهی بود که از جان خویش در راه تحصیلات علوم دینی مایه گذاشت و در تدریس آن چنان دقیق و ژرف نگر بود که لقب «مدرّس» را به وی دادند؛ لقبی که بیانگر عظمت و شخصیت علمی ایشان است.

زهد و شجاعت مدرّس

شهید مدرّس از ابتدای زندگی تا انتها، قناعت پیشه کرد. وارستگی و زهد وی از عواملی بود که او را در مبارزه مستمر و وقفه ناپذیرش با استبداد و استعمار موفق ساخت و هرگونه هراس را از دل پاک و مهربانش زدود. شجاعت مدرّس از قدرت روحی و صفای معنوی او نشأت می گرفت. او مرد خدا بود و با عبادت و دعا و راز و نیاز، کمالات معنوی را کسب کرده بود و در اوج ساده زیستی آنچه داشت به نیازمندان می بخشید.

شرافت علم از منظر شهید مدرّس

شهید مدرّس در نطق ها و مکتوبات و سخنان خود از جهل و بی سوادی مردم می نالید و برای ارتقای فکری و تقویت بنیه علمی کشور با جدیت تلاش می کرد و در صدد بود تا با این موضوع به صورت اساسی برخورد شود و مورد توجه جدی قرار گیرد. وی می گفت: «... اول کلمه ای که می شود نسبت داد به صاحب شریعت ما، علم است؛ زیرا پس از ذکر نام خدا اولین کلمه یا دستور که به پیامبر نازل شد، کلمه «اقرأ» یعنی بخوان بوده است»

قناعت و کرامت مدرّس

از بزرگترین ویژگی های شهید مدرّس، ساده زیستی او بود و او از این لحاظ از اسوه های بزرگِ تاریخ ایران به شمار می آید. او از ابتدا تا انتهای عمر پربرکتش دست از ساده زیستی برنداشت و همین عامل، او را در مبارزه مستمرش با استبداد و استعمار موفق می ساخت؛ چرا که قید و بندهای مادی مانع وارستگی روح انسان می شود و آن گاه که روح در محاصره عوامل بازدارنده رشد و تعالی قرار گیرد، وارستگی و آزادگی بی معنا خواهد شد. خود در این باره می گوید:

اگر من نسبت به بسیاری از اسرار آزادانه اظهار عقیده می کنم و هر حرف را بی پروا می زنم برای آن است که چیزی ندارم و از کسی هم نمی خواهم. اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع را کم نمایید، آزاد می شوید... باید جان انسان از هرگونه قید و بندی آزاد باشد تا مراتب انسانیت و آزادگی خویش را حفظ نماید.»

بی نیازی در کمال فقر

زمانی که مدرّس در اصفهان با نهایت تنگدستی با خانواده خویش در منزل مخروبه ای که به قیمت نازلی خریده بود زندگی می کرد، یکی از تجّار و مالکان بزرگ شهرضا به وی اصرار می کند که شش حبه از آب و ملکِ مزرعه مهدی آباد در حوالی دهکده اسفه شهرضا را قبول کند تا به وی واگذار کند. مدرّس به او می گوید: مگر شما فامیل فقیر نداری، چرا این زراعت را به نام صله ارحام به آنان نمی بخشی؟ این رفتار از روح بزرگ، مناعت طبع و بی اعتنایی مدرّس به مال دنیا حکایت می کند. این بی نیازی در کمال فقر، به شهید مدرّس آن چنان شجاعت و قدرت و عزتی داده بود که خواب را از چشمان استبداد و استعمار ربوده بود و آنان از وجودش بیم داشتند و چون برگ بید به خود می لرزیدند.

کرامات شهید مدرّس

ارتباط خالص مدرّس با خدا، کرامات عجیبی نصیبش کرده بود. سحرخیز و اهل تهجد و نماز شب بود. پس از نماز صبح یک جزء قرآن را با آهنگ دلنشین تلاوت می کرد. نفسی گرم، ملایم و لحنی دلپذیر داشت. مقید بود که ظهرها در محل مجلس شورا، اقامه نماز جماعت شود و خود و افراد دیگر به شیخ محمد ملایری ـ که از مجتهدان مبارز و مردی پارسا بود ـ اقتدا می کردند. مرحوم شیخ حسنعلی اصفهانی ـ عارف مشهور ـ در خاطراتی که برای عبدالعلی باقی، مؤلف کتاب مدرّس مجاهدی شکست ناپذیر، بیان کرده می گوید:

روزی در نجف طلبه ای به اتاق ما آمد. من و مدرّس هم حجره بودیم. آن طلبه دچار سردرد شدیدی شده بود و مدت یک هفته تبش قطع نشده بود. مدرّس دست به پیشانی او گذاشت و آیه نور را قرائت کرد. با تمام شدن آن آیه سردرد و تب او قطع شد. تمام ایامی که من با او بودم، نماز شبش ترک نشد. او اهل نماز و دعا و مطالعه بود.

نظم شهید مدرّس

شهید مدرّس نمونه عالیِ کمال و تقوا و در نظم و برنامه ریزی سرآمد زمان خویش بود. اگر کسی به مدت یک سال برنامه روزانه ایشان را می دید، شاید در مدت سال دقیقه ای هم تغییر نمی کرد. اول صبح، ساعت هفت، درس فقه را شروع می کرد. ساعت نه صبح، نیم ساعت به اتاق خود می رفت و از ساعت نه و نیم تا ساعت یازده درس اصول را شروع می نمود. ساعت یازده تا دوازده به مراجعه کنندگان اختصاص داشت. اوّل ظهر مقیّد بود که نماز جماعت بخواند؛ اما سعی می کرد خود امام جماعت نباشد و به دیگران اقتدا کند. آن گاه به منزل می رفت و سر ساعت سه بعدازظهر به مدرسه می آمد. صبح های پنجشنبه هم درس اخلاق و نهج البلاغه می گفت. بعد از ظهر پنجشنبه و جمعه نیز به امور شخصی و خانوادگی می پرداخت.

اظهار حق و نفی باطل

زمانی که زبان ها بسته و گلوها فشرده شده بود، شهید مدرس از اظهار حق و نفی باطل دست بر نداشت. در روزگاری که حق حیات از ملت مظلوم ایران سلب شده بود و میدان تاخت و تاز قلدری هتاک در سطح کشور باز و دست مزدوران پلیدش در تمامی نقاط ایران تا مِرفَق به خون علمای شیعه و مردم مظلوم مسلمان آغشته بود، آن عالم کم نظیر یکّه و تنها با جسمی نحیف و روحی بزرگ و شاداب از ایمان و صفا و حقیقت و زبانی چون شمشیر حیدرکرار، رویاروی آن ستم کیشان و حق کشان ایستاد و فریاد کشید و حق را بیان کرد و با این کار عرصه را بر رضاخان تنگ و روزگارش را سیاه کرد. آنان وقتی مشاهده کردند فریاد حق طلبی مدرّس خاموش شدنی نیست، تصمیم گرفتند فریاد آن وارسته مرد را با ترور خاموش سازند. ننگ و نفرین ابدی بر آن جانیان باد.

بازسازی مزار مدرّس

با طلوع سپیده صبح انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) و هزیمت شدن سپاه ظلمت و گسسته شدن رشته ستمشاهی، نام و یاد شهید مدرس که با بانگ حق طلبی قرین است، زنده شد؛ کنگره ها و یادواره های متعددی برای آن شهید گرانقدر ترتیب داده شد و در جراید و مجلاّت، مقالات بسیاری در تجلیل ایشان از سوی پژوهشگران نوشته آمد. از جمله کارهای مهمی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت دستور حضرت امام(ره) مبنی بر بازسازی مزار شهید مدرس بود که فرمودند تا بارگاهی شکوهمند و در خور شأن آن اسوه ستم ستیز ساخته شود. اکنون ما به برکت آن فرمان مبارک، شاهد گنبد و بارگاهی با جلال و عظمت بر مدفن آن مدرّس دیانت و سیاستیم. حضرت امام(ره) در قسمتی از فرمان خویش مبنی بر بازسازی مزار مدرس فرمودند:

در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرّس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های اوست و اینک که با سربلندی از بین ما رفته بر ماست که ابعاد روحی و بینش سیاسی ـ اعتقادی او را هرچه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دورافتاده او را تعمیر و احیا نماییم.

مدرّس از منظر امام خمینی ( ره

در میان فقها، علما و مجتهدانی که حضرت امام خمینی(ره) به تعظیم و تکریم آنان پرداخته است، شاید هیچ کس مانند شهید مدرس تجلیل نشده باشد. آری امام اولین فردی است که آن گونه که باید آن شهید را شناخته است. ایشان درباره شهید مدرس چنین می گویند:

اسلام می خواهد انسان درست کند، می خواهد آدم درست کند. یک آدم اگر موافق تعلیم قرآن درست شود، یک وقت می بیند که یک مدرّس از کار در می آید که یک مدرس مثل یک گروه است که جلوِ قدرت رضاخان می ایستد. با پیرمردیِ خودش می ایستد [و] جلویش را می گیرد و جلوِ شوروی [را] که می خواستند به ایران حمله کنند می گیرد. 

شهید مدرّس در نگاه مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، مدظله العالی، شهید مدرس را افتخار روحانیت و نمونه ای از مقاومت آن در همه زمان ها دانسته، می فرمایند:

مدرّس به عنوان یک روحانی که از چشمه فیّاضِ دینِ رهایی بخش و انسان سازِ اسلام سیراب بود در انجام تکلیف الهی و شرعی خویش ـ که مبارزه با ظلم و فساد و اختناق را سرلوحه احکام خویش دارد ـ تنها بودن را بهانه سکوت قرار نداد و چه بسا که در بسیاری از جریانات سیاسی کشور تنها یک فریاد بود که پرده خفقان حاکمه را می درید و آن، فریاد و خروشِ دشمن شکنِ مدرّس بود.... مدرس به حقّ افتخار جامعه روحانیت به خصوص در قرن حاضر و نمونه ای از مقاومت جامعه روحانیت در همه زمان هاست.... پرچم مبارزه ای که شهید مدرس برافراشت هیچ گاه بر زمین نیفتاد. مبارزه بی امان مدرس علیه هرآنچه غیرخدایی است هنوز در جامعه ما ادامه دارد.

گفتار میرزای شیرازی درباره شهید مدرس

آیت اللّه میرزا محمدحسن شیرازی ـ که صادرکننده فتوای معروف تنباکوست و این حرکت او آغازی برای نهضت های صدساله اخیر ایران بود ـ در نجف با شهید مدرّس ملاقات داشت و آن شهید والامقام از حوزه درسی میرزا بهره برد. ایشان درباره شهید مدرس چنین فرمودند:

این اولاد رسول اللّهْ پاکدامنیِ اجدادش را داراست و در هوش و فراست گاهی مرا به تعجب می افکند. در مدتی بسیار کوتاه از هم درسی هایش جلو افتاد و در منطق، فقه و اصول سرآمد همه یارانش می باشد.

دیدگاه علامه سیدمحسن امین درباره شهید مدرس

علامه سیدمحسن امین، دانشمند عالَم تشیع در کتاب ارزشمند اعیان الشیعه، شهید مدرس را این گونه معرفی می کند: او مردی دانشمند، فاضل، با شهامت، نترس و پیشتاز بود.... مدرس در آن عصر از با شهامت ترین مردان در مجلس و پایدارترینِ ایشان در پیمان خویش بود. او در مجلس حاضر می شد و با بحث و جدل و دست وپنجه نرم کردن، از حقوق امت اسلام و شرع مقدس دفاع می نمود. استواری و پایداری و عدم تمکین او باعث شد که کسانی مأمور ترور وی شوند، اما بدو آسیبی نرسید. سپس او را توقیف و تبعید نمودند و دیگر کسی او را ندید.

مدرّس از نظر دکتر میلسیو

دکتر «میلسیو» مستشار مالیه و رئیس خزانه داری، که در سال 1351 ق در استخدام دولت ایران بود، در کتاب مأموریت آمریکایی ها در ایران مدرس را این طور معرفی می کند:

مشخص ترین چهره و رهبر روحانیون در مجلس مدرّس می باشد. شهرت مدرس بیشتر در این است که برای پول اصلاً ارزشی قائل نیست. او در خانه ای ساده زندگی می کند، لباس روحانیان را می پوشد و مردی فاضل شمرده می شود. در ملاقات با او محال است که کسی تحت تأثیر ساده زیستی، هوش و قدرت رهبری او قرار نگیرد. در فعالیت هایِ روزانهْ مردی ثابت قدم و پرجرأت است.

شهید راه آزادی و استقلال

همواره در زمان های مختلف کسانی بوده اند که برای آسایش و رفاه خلق و آزادی و استقلال وطن خود با هر سختی که بوده با اهریمن استعمار و استبداد پنجه درافکنده اند و اگر پیروز نشده اند دست کم فریاد مظلومیِ ملت را به گوش جهانیان رسانیده و در تاریخ ثبت کرده اند. شهید مدرس از جمله این افراد است. او تا لحظه ای که مأموران دیکتاتوری با پنجه های دیوآسای خود گلویش را می فشردند، و تا آخرین دقایق عمرِ پربرکت خویش، تسلیم زور و خودسری نشد. مردانه ایستاد تا شربت شهادت نوشید و با دامنی پاک تر از فرشتگان و قلبی خونین تر از برگ های گل در آغوش مام وطن غُنود و سر به خاک تیره فرو برد.

مسیح ملت

بدون شک از درخت استبداد، آن هم استبدادی که دست نشانده بیگانه باشد، جز مرگ و خون ثمر دیگری نباید انتظار داشت. از آن جایی که شهید مدرس دشمن سرسخت استبداد و استعمار بود و همواره صدای رعدآسای او برای دفاع از حق و حقیقت در فضای مجلس شورای ملی طنین انداز بود، عوامل استبداد تصمیم گرفتند تا او را از میان بردارند. آری، آن دیو صفتان سرانجام چنین کردند و مدرّس را از میان مردمی که برای آنان حاضر به فدا شدن بود ربودند تا دیگر نه دنیا صدای او را بشنود و نه ملت ایران، حامی و پشتیبانی چون او داشته باشد و نه اهالی تهران ببینند که هر صبحگاه او با لباسی ساده، عصازنان برای درسْ گفتن به مسجد سپهسالار می رود. به راستی که مدرس مسیح ملت ایران بود. او از میان عده ای رفت که او را می شناختند و همین شناخت باعث می شد که از رشادت و تهور و قدرت بیان او بترسند و پشتشان بلرزد. از این رو او را ربودند و کشتند تا خیالشان راحت شود و با فراغت بیشتری مقاصد شوم خود را اجرا کنند. حتی بعد از مرگ هم دستور دادند، قبر او را از نظرها محو کنند تا اثری از وجود چنان قهرمانی به جا نماند. ولی با تمام این کوشش ها باز هم نام او زنده ماند. اگرچه دیگر جسم لاغر و نحیف او را که در میان پرده ای از کرباس پنهان بود کسی ندید، ولی در عوض روح بزرگ او در هر گوشه ای پرکشید و در دل ها نشست. 

اخلاق سیاسی مدرس

پی گیری در کارها و سازش ناپذیری با حق کشان و باطل کیشان و معامله نکردن در راه عقیده و هدف از برجسته ترین ویژگی های شخصیتی وی بود. او در همه کارها مردی سختکوش و پرتلاش بود. خسته و مأیوس نمی شدو دست از مقاومت نمی کشید. حتی پیروزی دشمن نیز نتوانست وی را از ادامه کوشش هایش منصرف کند. در آن زمان که رضاخان شاه شد و صدا از کسی بر نمی خواست، مدرس آشکارا فریاد می زد: «من با این دستگاه از اساس مخالفم». ایشان در پاسخِ پیغام رضاخان که باید دست از سیاست بردارد، می گفت، مبارزه سیاسی فریضه اوست و به ویژه با دستگاه وی، تا جان در بدن دارد مبارزه خواهد کرد. آری، تاریخ گواه شد که وی بدانچه می گفت عمل کرد.

سیاست در اندیشه شهید مدرّس

مدرس سیاست را علم می داند و آن را از علوم نظری می داند. برای عقیده و نظر هر کسی ارزش خاص قائل است ولی اعتقاد دارد در کار سیاست واپس نگری و محدود بودن اندیشه و تفکر سیاسی در چهار دیواری محیط خویش و مقطع زمانی مشخص تنگ نظری سیاسی را می نمایاند. از دیدگاه مدرس، سیاستمداری که تا یک قرن بعد از خود را مورد توجه قرار می دهد و فعل و انفعالات آن را در نظر می گیرد در علم سیاست جامعیت دارد. اگر می گوید: «امروز در مملکت شما من هیچ دِماغی را سراغ ندارم که در سیاست بالاتر و قوی تر از خودم باشد»، ناظر بر همین دقت فکری اوست. برای تفهیمِ بیشترِ فلسفه سیاسیِ خود در یکی از نطق های خویش برای مجلسیان ـ که درک سخن برایشان مشکل بود ـ به سادگی بیان می دارد: «اگر کاری را بدون تحقیق و از روی شبهه، دولت و وزرا انجام دادند، نه تنها ضرر اساسی برای ما دارد، بلکه ضرر کلی برای استقلال و آزادی اولادان ما تا پنج هزار سال بعد دارد». آری، وسعت نظر و دید مدرس از زمان خود چنان می گذرد که در اندیشه استقلال و آزادیِ نسل هایی است که تا پنج هزار سال بعد قدم به عرصه وجود می گذارند. او تنها نسبت به نسل زمان خود احساس مسئولیت نمی کند؛ بلکه بار سنگین و توان فرسای دفاع از حقوق فردی و اجتماعی فرزندان پنجاه قرن بعد این سرزمین را بر دوش دارد. یادش همواره در خاطرها زنده باد.

شهید مدرس، بنیانگذار مکتب سیاسی نو

مدرس را می توان مرز تعیین کننده تاریخ ایران دانست. مسائل سیاسی اجتماعی ایران پیش از مدرس به گونه ای دیگر بود و هیچ قدرتی قادر نبود به حریم شاه و درباریان نزدیک او حمله کند یا کوچک ترین مخالفتی با روش استبدادی آنان ابراز دارد؛ حتی پس از پیروزی مشروطیت، هم چنان شاه عظمت و قدرت حاکمیتِ مطلقِ خود را حفظ کرده و در قانون اساسی سلطنت ودیعه ای الهی قلمداد شده بود که به شخص پادشاه تفویض شده است. مدرس با رشادت و شجاعتی بی نظیر، این مرز هزاران ساله را در هم شکست وصولت و صلابت شاهی را از «قبله عالم» بودن خارج و تحت الشعاع «اراده ملت» کرد. وی در این باره می گوید: «ما بر هر کس قدرت داریم... ما قدرت داریم پادشاه را عزل کنیم؛ رئیس الوزرا را عزل کنیم؛ قدرتی که مجلس دارد هیچ نیرویی نمی تواند در مقابلش بایستد». این سخن مدرس است. او تنها مجلس، یعنی نمایندگان ملت، را صاحب قدرت می داند و بس. سخن مدرس، اوراق تاریخ گذشته را ـ که در آن محورِ همه امور پادشاه بود ـ در هم پیچید و عصر جدیدی به وجود آورد که دیکتاتورهای پس از او، با همه سیاست و قساوت، نتوانستند آبِ رفته را به جوی بازگردانند و سرانجام اراده ملت از توسنِ قدرت به زیرشان افکند. به راستی، مدرس بنیان گذار مکتب سیاسی نوی بود که قدرت حاکمیت را حق مسلم ملت ها می دانست. ایران پیش از او و ایران بعد از او، از لحاظ حاکمیت سیاسی و حقوق اجتماعی ملت با هم تفاوت بسیار دارد

مدرس، ترجمان خواست های مردم و محبوب آنان

شهید مدرس در عمل و اندیشه خود ترجمان خواست های اساسی مردم بود. مردم را دوست می داشت و مردم نیز او را دوست می داشتند. در سرتاسر ایران، در شهرها و روستاها، جایی نیست که سیدِ شهید را نشناسند. وقتی از اصفهان بازگشت، رضاخان در دیدار از او، اشاره به قشون و امنیه کرد و پرسید: آیا در این مسافرت چیز به خصوصی توجه شما را جلب نکرد؟ لابد منتظر بود که مدرس از جلال و جبروت لشکر اصفهان بگوید یا از امنیت و آسایشی که از ارتش پیدا شده سخنی براند؛ ولی مدرس گفت: چرا، یک چیز خیلی مهم توجهم را جلب کرد و آن این بود که در تمام ایران مردم از شما می ترسند و از شما بدشان می آید. در صورتی که از من نمی ترسند و مرا دوست دارند. همین عشق به مدرس و محبوبیت آن مجتهد شهید است که وقتی آن سلاله رسول اللّه را با سیلی زدند، امواج سخت پرخروش مردم به حرکت آمدند و اگر همان روز و روزهای پس از آن، این امواج به درستی هدایت می شدند و به نیروهایی با هدف مشخص تبدیل می شدند، بدون شک افق امیدبخش و روشنی از همان روزها، به روی این ملت گشوده می شد.

مجلس شورای اسلامی از منظر امام خمینی(ره)

حضرت امام خمینی(ره) مجلس شورای اسلامی را مجلس مشورت می داند و امیدوار است که نمایندگان مجلس به عنوان مربّی و معلّم اخلاق در جامعه عمل کنند. ایشان در این زمینه می فرمایند:

مجلس شورای اسلامی مجلسِ مشورت است؛ مجلسی است که باید متفکرین، مسائلی که مایحتاج ملّت و کشور است [با هم [در میان بگذارند و با هم مشورت کنند... مجلس شورای اسلامی در یک محفظه سربسته نیست که اگر خدای نخواسته انحرافی در آن پیدا شد، [فقط] همان اعضای خود مجلس بفهمند.... من امیدوارم که آقایان بدون این که جهات نفسیّت را در نظر داشته باشند و بدون این که اغراض شخصی را در نظر داشته باشند، به وکالت خود اندیشه کنند و شور کنند؛ شوری در محیطی واقع شود که اسلامی و دارای اخلاق اسلامی است.... شما وکیل مردمی هستید که همه اسلام را می خواهند و همه کشور خودشان را می خواهند و شما باید برای این ملت خدمت بکنید؛ به آن چیزی که شما را وکیل کرده است خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید بر خلاف ملت، خیانت کرده اید به وکالتی که دارید و من امیدوارم که ان شاءاللّه شما با کمال قدرت، با کمال قدرت، با کمال عزت و عظمت، این نهضت را به پیش ببرید و مجلس یک مجلسِ اسلامیِ اخلاقیِ همه چیزتمام باشد و شما معلّم اخلاق جامعه باشید.

انتظارات مردم از مجلس در کلام امام(ره)

امام خمینی، آن احیاگر دین و سنن رسول اللّه در جهان معاصر، درباره انتظارات مردم از نمایندگان مجلس چنین می فرمایند : ان شاء اللّه نمایندگان محترم مجلس، سنگینی بار مسئولیت و رسالت خود را در این امر خطیر احساس کرده و می کنند و به خوبی دریافته اند که نظام و مردم، از آنان چه انتظاری دارند، که باید گفت مجموعه خواسته ها و انتظارات اسلامی مردم از مجلس، رفع گرفتاری ها و محرومیت ها و دگرگونی در نظام پرپیچ وخم اداری کشور، از انتظارات به حقی است که باید آنها را جدی گرفت و نمایندگان محترم مجلس، قبل از پرداختن به لوایح و تبصره ها و مواد غیرضرور، به فکر مسائل اصلی و کلیدی کشور باشند و بر اساس اسلام عزیز، در کمیسیون ها با طرح قوانین و لوایح به سمتی حرکت کنند که مشکلات اساسی کشور مرتفع و سیاست های زیربنایی کشور در امور فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، در راستای کمک به محرومین و رفع استضعاف، مدوّن و به مورد اجرا درآید

مردمی بودن

بی شک ستون استوار و تکیه گاه رهبری، در دوران پرمخاطره مبارزه و پس از پیروزی، توده محروم جامعه است. امیر بیان حضرت علی(ع) در دستور حکومتی شان به مالک اشتر می فرمایند: «همانا آنان که دین را پشتیبانند و موجب انبوهی مسلمانان، و آماده پیکار با دشمنان، عامه مردمند؛ پس باید گرایش تو به آنان بُوَد و میلت به سوی ایشان». بنابراین نماینده واقعی مردم کسی است که از میان مردم برخاسته، چون آنان در مبارزه و جهاد شرکت جسته و طعم تلخ محرومیت و استضعاف را چشیده باشد و مردم مستضعف را ولی نعمت خود و خود را مدافع حقوق آنان بشمارد.

شجاعت و قاطعیت در مجلس

نماینده مجلس، گاه در مقام «قانون گذاری» می نشیند و قوانین مصوبش، مسیر زندگی انسان های زیادی را دگرگون می کند، و گاه در مقام و داوری، به ارزیابی و رد یا تایید صلاحیت اعتبارنامه های نمایندگان می پردازد و به هیأت دولت رأی اعتماد یا عدم اعتماد می دهد و گاه به عنوان «محاسبه گری» دقیق و ارزشیابی امین به بررسی عملکرد نهادها و وزارت خانه ها می پردازد و در این همه، چه بسا مصالح شخصی، منافع گروهی و حبّ و بغض های فراوان، مانع تصمیم گیری درست او شوند. در این گذرگاه مهیب و ظریف تنها کسانی به سلامت می گذرند که با شجاعت و قاطعیت این میدان را در نوردند. مولای متقیان علی(ع) می فرمایند «بارها از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود: هرگز ملتی که حق ضعیفان را از زورمندان با صراحت و قاطعیت نگیرد روی سعادت نخواهد دید حضرت امام خمینی(ره) نیز در این باره می فرماید: «با کمال قدرت با پیشنهادهای مخالف با شرع مقدس ـ که ممکن است از روی ناآگاهی و غفلت طرح شود ـ شدیدا مخالفت نمایید و از قلم های مسموم و گفتار منحرفین هراسی نداشته باشید».

مجلس، در رأس قوا

با همه احترامی که تمام نهادهای انقلابی در جمهوری اسلامی و قوای حاکم بر آن دارند و هرکدام از آنها دارای جایگاه رفیع و بلندی است، لیکن مجلس شورای اسلامی در میان آنان از عظمت و رفعت خاصی برخوردار است. به طوری که حضرت امام(ره) پیوسته می فرمودند: «مجلس در رأس تمامی قوای مملکت می باشد». شاید فلسفه آن این باشد که در هیچ کدام از نهادها و قوای حاکم بر نظام اسلامی، اراده و عزم آهنین مردمی، مانند مجلس شورای اسلامی تبلور و تجلی نمی کند. در حقیقت مجلس شورای همان مردم است، ولی به صورت فشرده و به تعبیر حضرت امام(ره) «مجلس عصاره فضایل ملت انقلابی ایران است». بنابراین مجلس شورای اسلامی به عنوان یک نهاد و یکی از قوای حاکم بر نظام جمهوری اسلامی ایران مقامی بس رفیع و بلند دارد.

اهمیت مجلس

معمار بزرگ و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) مجلس را «قوه مجتمع ملت»، «دارای حق نظارت بر همه امور»، «بالاترین مقام کشور، ما حصل خون وفاداران به اسلام، عصاره زحمت های طاقت فرسای ملت مسلمان، فراهم آمده از اللّه اکبرهای مردم» و «در رأس همه امور» می دانستند. از دیدگاه مقام معظم رهبری نیز مجلس «به عنوان جایگاهی رفیع برای ا نعکاس نظریات و اراده ملت»، «قاعده نظام» و «تأمین کننده مصالح اسلام و کشور» مطرح است. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز اختیارات و وظایف بسیار مهمی برای مجلس شورای اسلامی و نمایندگان آن در نظر گرفته است که همگی حاکی از اهمیت مجلس و رسالت خطیر آن است. در اهمیت مجلس همین بس که امام می فرماید: «مجلس است که اساس یک کشور را به اصلاح می کشد یا اساس یک کشور را به فساد می برد»؛ «یعنی مجلس خوب، همه چیز را خوب می کند و مجلس بد همه چیز را بد می کند».

مجلس و نمایندگان در وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام

امام راحل که معمار انقلاب اسلامی و دلسوز امت اسلامی است، در وصیتنامه سیاسی ـ الهی خویش مانند همیشه به اهمیت مجلس شورای اسلامی و نقشی که نمایندگان واقعی مردم می توانند ایفا کنند و وظیفه ای که امت انقلابی در این زمینه دارند، اشاره فرموده است. ایشان همچنین به تاریخ مجالسی که بعد از مشروطیت در ایران تشکیل شده و فسادها و خرابی هایی که نمایندگان وابسته در طول تاریخ مشروطیت به بار آورده اند و توجیه گر حاکمیت ظالمان و طاغوتیان بوده اند، اشاره کرده اند. ایشان با تأکید فراوان، از امّت مسلمان و انقلابی ایران می خواهد با هوشیاری و بیداری مواظب باشند افرادی را برای نمایندگی مجلس برگزینند که پاسدار حقوق مردم و نگه دارنده حرمت قرآن و ارزش های دینی باشند و از استقلال و آزادی و عظمت آنان دفاع کرده، در مقابل اجانب با قدرت و قاطعیت بایستند.

 

                                                                          شهادت آيت الله سيد حسن مدرس تسليت باد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 16:28  توسط سیروس رضایی  | 

زندگی نامه شیخ بهایی  

شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید.


مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال ۱۰۳۰ و یا ۱۰۳۱ هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و مریدان پیکر او را با شکوهی که شایسته شان او بود ، به مشهد بردند و در جوار حرم هشتمین امام شیعیان به خاک سپردند.


شیخ بهایی مردی بود که از تظاهر و فخر فروشی نفرت داشت و این خود انگیزه ای برای اشتهار خالص شیخ بود.شیخ بهایی به تایید و تصدیق اکثر محققین و مستشرقین ، نادر روزگار و یکی از مردان یگانه دانش و ادب ایران بود که پرورش یافته فرهنگ آن عصر این مرز و بوم و از بهترین نمایندگان معارف ایران در قرن دهم و یازدهم هجری قمری بوده است. شیخ بهایی شاگردانی تربیت نموده که به نوبه خود از بزرگترین مفاخر علم و ادب ایران بوده اند، مانند فیلسوف و حکیم الهی ملاصدرای شیرازی و ملاحسن حنیفی کاشانی وعده یی دیگر که در فلسفه و حکمت الهی و فقه و اصول و ریاضی و نجوم سرآمد بوده و ستارگان درخشانی در آسمان علم و ادب ایران گردیدند که نه تنها ایران ،بلکه عالم اسلام به وجود آنان افتخار می کند. از کتب و آثار بزرگ علمی و ادبی شیخ بهایی علاوه بر غزلیات و رباعیات دارای دو مثنوی بوده که یکی به نام مثنوی "نان و حلوا" و دیگری "شیر و شکر" می باشد و آثار علمی او عبارتند از "جامع عباسی، کشکول، بحرالحساب و مفتاح الفلاح والاربعین و شرع القلاف، اسرارالبلاغه والوجیزه". سایر تالیفات شیخ بهایی که بالغ بر هشتاد و هشت کتاب و رساله می شود همواره کتب مورد نیاز طالبان علم و ادب بوده است.


تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه

ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

رفتم به در صومعه عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد 

در میکده رهبانم و در صومعه عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد 

یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار

زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار 

من یار طلب کردم و او جلوه گه یار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو

هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو 

در میکده و دیر که جانانه تویی تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید

دیوانه برون از همه آئین تو جوید

تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید

هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست

هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست

تقصیر "خیالی" به امید کرم توست

یعنی که گنه را به از این نیست بهانه

"شیخ بهایی"
بهاء الدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثی همدانی عاملی جبعی (جباعی) معروف به شیخ بهائی در سال ۹۵۳ ه.ق ۱۵۴۶ میلادی در بعلبک متولد شد. او در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام "جبع" یا "جباع" می زیسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همدانی" متوفی به سال ۶۵ هجری از معاریف اسلام بوده است.


ناحیه "جبل عامل" همواره یکی از مراکز شیعه در مغرب آسیا بوده است و پیشوایان و دانشمندان شیعه که از این ناحیه برخاسته اند، بسیارند. در هر زمان، حتی امروزه فرق شیعه در جبل عامل به وفور می زیسته اند و در بنیاد نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن بنیان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجری به بعد یاری بسیار کرده و در این مدت پیشوایان بزرگ از میان ایشان برخاسته اند و خاندان بهائی نیز از همان خانواده های معروف شیعه در جبل عامل بوده است.


بهاءالدین در کودکی به همراه پدرش به ایران آمد و پس از اتمام تحصیلات، شیخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال ۹۹۱ هجری قمری به قصد حج راه افتاد، به بسیاری از سرزمینهای اسلامی از جمله عراق، شام و مصر رفت و پس از ۴ سال در حالی که حالت درویشی یافته بود، به ایران بازگشت.

وی در علوم فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، مجموعه تألیفاتی که از او بر جای مانده در حدود ۸۸ کتاب و رساله است. وی در سال ۱۰۳۱ ه.ق در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام جنب موزه آستان قدس دفن کردند.


شخصیت ادبی شیخ بهایی

ـ بهائی آثار برجسته ای به نثر و نظم پدید آورده است. وی با زبان ترکی نیز آشنایی داشته است. عرفات العاشقین (تألیف ۱۰۲۲ـ ۱۰۲۴)، اولین تذکره ای است که در زمان حیات بهائی از او نام برده است.
بهترین منبع برای گردآوری اشعار بهائی، کشکول است تا جائی که به عقیده برخی محققان، انتساب اشعاری که در کشکول نیامده است به بهائی ثابت نیست. از اشعار و آثار فارسی بهائی دو تألیف معروف تدوین شده است؛ یکی به کوشش سعید نفیسی با مقدّمه ای ممتّع در شرح احوال بهائی، دیگری توسط غلامحسین جواهری وجدی که مثنوی منحول « رموز اسم اعظم » (ص ۹۴ ـ ۹۹) را هم نقل کرده است. با این همه هر دو تألیف حاوی تمام اشعار و آثار فارسی شیخ نیست.

اشعار فارسی بهائی عمدتاً شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ، در رباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده است. ویژگی مشترک اشعار بهائی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است. ازمثنوّیات معروف شیخ می توان از اینها نام برد: «نان و حلوا یا سوانح سفر الحجاز»، این مثنوی ملمّع چنانکه از نام آن پیداست در سفر حج و بر وزن مثنوی مولوی سروده شده است و بهائی در آن ابیاتی از مثنوی را نیز تضمین کرده است. او این مثنوی را به طور پراکنده در کشکول نقل کرده و گردآورندگان دیوان فارسی وی ظاهراً به علت عدم مراجعه دقیق به کشکول متن ناقصی از این مثنوی را ارائه کرده اند.


«نان و پنیر»، این اثر نیز بر وزن و سبک مثنوی مولوی است؛ «طوطی نامه» نفیسی این مثنوی را که از نظر محتوا و زبان نزدیکترین مثنوی بهائی به مثنوی مولوی است، بهترین اثر ادبی شیخ دانسته و با آنکه آن را در اختیار داشته جز اندکی در دیوان بهائی نیاورده و نام آن را نیز خود براساس محتوایش انتخاب کرده است.

«شیر و شکر»، اولین منظومة فارسی در بحر خَبَب یا مُتدارک است. در زبان عربی این بحر شعری پیش از بهائی نیز مورد استفاده بوده است. « شیر و شکر » سراسر جذبه و اشتیاق است و علی رغم اختصار آن (۱۶۱ بیت در کلیات، چاپ نفیسی، ص ۱۷۹ ـ ۱۸۸؛ ۱۴۱ بیت در کشکول، ج ۱، ص ۲۴۷ ـ ۲۵۴) مشحون از معارف و مواعظ حکمی است، لحن حماسی دارد و منظومه ای بدین سبک و سیاق در ادب فارسی سروده نشده است؛ مثنویهایی مانند «نان و خرما»، «شیخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نیز منسوب بدو دانسته اند که مثنوی اخیر به گزارش میر جهانی طباطبائی (ص ۱۰۰) از آنِ سید محمود دهدار است. شیوه مثنوی سرایی بهائی مورد استقبال دیگر شعرا، که بیشتر از عالمان امامیه اند واقع شده است. تنها نثر فارسی بهائی که در دیوان های چاپی آمده است، « رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش » است.


بهائی در عربی نیز شاعری چیره دست و زبان دانی صاحب نظر است و آثار نحوی و بدیع او در ادبیات عرب جایگاه ویژه ای دارد. مهمترین و دقیقترین اثر او در نحو، « الفوائد الصمدیه » معروف به صمدیه است که به نام برادرش عبدالصمد نگاشته است و جزو کتب درسی در مرحله متوسط علم نحو در حوزه های علمیه است. اشعار عربی بهائی نیز شایان توجه بسیار است. معروفترین و مهمترین قصیده او موسوم به « وسیله الفوزوالامان فی مدح صاحب الزّمان علیه السلام » در ۶۳ بیت است که هر گونه شبهه ای را در اثناعشری بودن وی مردود می سازد. بهائی در ارجوزه سرایی نیز مهارت داشت و دو ارجوزه شیوا یکی در وصف شهر هرات به نام « هراتیه یا الزّهره » (کشکول، ج۱،ص ۱۸۹ ـ ۱۹۴) و دیگر ارجوزه ای عرفانی موسوم به « ریاض الارواح » (کشکول، ج۱، ص۲۲۵ ـ ۲۲۷) از وی باقی مانده است.


دوبیتیهای عربی شیخ نیز از شهرت و لطافت بسیاری برخوردار بوده که بیشتر آنها در اظهار شوق نسبت به زیارت روضة مقدّسه معصومین علیه السلام است.

شیخ محمدرضا فرزند شیخ حرّعاملی (متوفی ۱۱۱۰) مجموعه لطیفی از اشعار عربی و فارسی شیخ بهائی را در دیوانی فراهم آورده است. اشعار عربی وی اخیراً با تدوین دیگری نیز به چاپ رسیده است. بخش مهمی از اشعار عربی بهائی، لُغَز و معمّاست. 


از بررسی شیوه نگارش بهائی در اکثر آثارش، این نکته هویداست که وی مهارت فراوانی در ایجاز و بیان معمّا آمیز مطالب داشته است. وی حتی در آثار فقهی اش این هنر را به کار برده که نمونه بارز آن «رسائل پنجگانه الاثناعشرّیه »، است. این سبک نویسندگی در « خلاصه الحساب، فوائد الصمّدیه، تهذیب البیان و الوجیزه فی الدرایه » آشکاراتر است. بهائی تبحّر بسیاری در صنعت لغز و تعمیه داشته و رسائل کوتاه و لغزهای متعدّد و معروفی به عربی از وی بر جا مانده است. مانند:

« لغزالزبده » ( لغزی است که کلمه زبده از آن به دست می آید )، « لغزالنحو »، « لغزالکشّاف » ، « لغزالصمدیه »، « لغزالکافیه » و « فائده ». نامدارترین اثر بهائی الکشکول، معروف به « کشکول شیخ بهائی» است که مجموعه گرانسنگی از علوم و معارف مختلف و آینه معلومات و مشرب بهائی محسوب می شود. 
بهائی در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او که تماماً موجز و بدون حشو و زواید است، مورد توجه دانشمندان پس از او قرار گرفته و بر شماری از آنها شروح و حواشی متعدّدی نگاشته شده است. خود بهائی نیز بر بعضی تصانیف خود حاشیه ای مفصّل تر از اصل نوشته است. از برجسته ترین آثار چاپ شده بهائی می توان از اینها نام برد: « مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین» ( تألیف ۱۰۱۵)، که ارائه فقه استدلالی شیعه بر مبنای قرآن (آیات الاحکام) و حدیث است. این اثر دارای مقدمه بسیار مهمی در تقسیم احادیث و معانی برخی اصطلاحات حدیثی نزد قدما و توجیه تعلیل این تقسیم بندی است. از اثر مذکور تنها باب طهارت نگاشته شده و بهائی در آن از حدود چهارصد حدیث صحیح و حسن بهره برده است؛ «جامع عباسی»، از نخستین و معروفترین رساله های علمیه به زبان فارسی؛ « حبل المتین فی اِحکام احکام الدّین » (تألیف ۱۰۰۷)، در فقه که تا پایان صلوه نوشته است و در آن به شرح و تفسیر بیش از یکهزار حدیث فقهی پرداخته شده است؛ « الاثنا عشریه » در پنج باب طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم و حج است. بهائی دراین اثر بدیع، مسائل فقهی هر باب را به قسمی ابتکاری بر عدد دوازده تطبیق کرده است، خود وی نیز بر آن شرح نگاشته است.


« زبده الاصول » این کتاب تا مدتها کتاب درسی حوزه های علمی شیعه بود و دارای بیش از چهل شرح و حاشیه و نظم است. « الاربعون حدیثاً » (تألیف ۹۹۵) معروف به اربعین بهائی ؛ « مفتاح الفلاح » (تألیف ۱۰۱۵) در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسیر سورة حمد. این اثر کم نظیر که گفته می شود مورد توجه و تأیید امامان معصوم علیه السّلام قرار گرفته است.


« حدائق الصالحین » (ناتمام)، شرحی است بر صحیفة سجادیه که هر یک از ادعیة آن با نام مناسبی شرح شده است. از این اثر تنها الحدیقه الهلالیه در شرح دعای رؤیت هلال (دعای چهل و سوم صحیفة سجادیه) در دست است.

 
« حدیقة هلالیه » شامل تحقیقات و فوائد نجومی ارزنده است که سایر شارحان صحیفه از جمله سید علیخان مدنی در شرح خود موسوم ریاض السالکین از آن بسیار استفاده کرده اند. همچنین فوائد و نکات ادبی، عرفانی، فقهی و حدیثی بسیار در این اثر موجز به چشم می خورد.

 
خدمات شیخ بهائی

در عرف مردم ایران، شیخ بهائی به مهارت در ریاضی و معماری و مهندسی معروف بوده و هنوز هم به همین صفت معروف است، چنانکه معماری مسجد امام اصفهان و مهندسی حصار نجف را به او نسبت می دهند. و نیز شاخصی برای تعیین اوقات شبانه روز از روی سایه آفتاب یا به اصطلاح فنی، ساعت آفتاب یا صفحه آفتابی و یا ساعت ظلی در مغرب مسجد امام (مسجد ش-ا-ه سابق) در اصفهان هست که می گویند وی ساخته است.
در احاطه وی در مهندسی مساحی تردید نیست و بهترین نمونه که هنوز در میان است، نخست تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان و قرای مجاور رودخانه است که معروف است هیئتی در آن زمان از جانب ش-ا-ه عباس به ریاست شیخ بهائی مأمور شده و ترتیب بسیار دقیق و درستی با منتهای عدالت و دقت علمی در باب حق آب هر ده و آبادی و محله و بردن آب و ساختن مادیها داده اند که هنوز به همان ترتیب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست.


دیگر از کارهای علمی که به بهائی نسبت می دهند طرح ریزی کاریز نجف آباد اصفهان است که به نام قنات زرین کمر، یکی از بزرگترین کاریزهای ایران است و از مظهر قنات تا انتهای آبخور آن ۹ فرسنگ است و به ۱۱ جوی بسیار بزرگ تقسیم می شود و طرح ریزی این کاریز را نیز از مرحوم بهائی می دانند.

دیگر از کارهای شیخ بهائی، تعیین سمت قبله مسجد امام به مقیاس چهل درجه انحراف غربی از نقطه جنوب و خاتمه دادن به یک سلسله اختلاف نظر بود که مفتیان ابتدای عهد صفوی راجع به تشخیص قبله عراقین در مدت یک قرن و نیم اختلاف داشته اند.

یکی دیگر از کارهای شگفت که به بهائی نسبت می دهند، ساختمان گلخن گرمابه ای که هنوز در اصفهان مانده و به حمام شیخ بهائی یا حمام شیخ معروف است و آن حمام در میان مسجد جامع و هارونیه در بازار کهنه نزدیک بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دیر باز همواره عقیده داشته اند که گلخن آن گرمابه را بهائی چنان ساخته که با شمعی گرم می شد و در زیر پاتیل گلخن فضای تهی تعبیه کرده و شمعی افروخته در میان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهای مدیدهمچنان می سوخت و آب حمام بدان وسیله گرم می شد و خود گفته بود که اگر روزی آن فضا را بشکافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از کار می افتد و چون پس از مدتی به تعمیر گرمابه پرداختند و آن محوطه را شکافتند، فوراً شمع خاموش شد و دیگر از آن پس نتوانستند بسازند. همچنین طراحی منارجنبان اصفهان که هم اکنون نیز پا برجاست به او نسبت داده می شود.


استادان شیخ بهائی

آن طور که مؤلف عالم آرا آورده است، استادان او بجز پدرش از این قرار بوده اند: "تفسیر و حدیث و عربیت و امثال آن را از پدر و حکمت و کلام و بعضی علوم منقول را از مولانا عبدالله مدرس یزدی مؤلف مشهور حاشیه بر تهذیب منطق معروف به حاشیه ملا عبدالله آموخت. ریاضی را از ملا علی مذهب ملا افضل قاضی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت و طب را از حکیم عماد الدین محمود آموخت و در اندک زمانی در منقول و معقول پیش رفت و به تصنیف کتاب پرداخت."

"مؤلف روضات الجنات استادان او را پدرش و محمد بن محمد بن محمد ابی الطیف مقدسی می شمارد و گوید که صحیح بخاری را نزد او خوانده است."

علاوه بر استادان فوق در ریاضی؛ "بهائی نزد ملا محمد باقر بن زین العابدین یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار در هیئت و عیون الحساب که از ریاضی دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده است."

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 16:14  توسط سیروس رضایی  | 
 
 رئيس جمهور اروگوئه خانه‌اي محقر در مناطق روستايي دارد و مدام براي زراعت و کمک به همسايگانش به اين خانه مي‌رود. 


خوزه موخيکا با لباسي ساده از خبرنگاران استقبال مي‌کند.

موخيکا گفت: من طي بيست و هشت سال پيش در اين خانه زندگي کرده‌ام.


وي در سال 2009 به رياست جمهوري رسيد اما طي سالهاي اخير سبک زندگي خود را تغيير نداده است. وي هر شب به مزرعه خود باز مي‌گردد و صبح‌ها به محل کارش مراجعه مي‌کند.


وي گفت: يک خانه مجلل براي رئيس جمهور با حياطي وسيع وجود دارد اما من هرگز نتوانسته‌ام آن راتحمل کنم. اگر بخواهيد يک فنجان چاي آنجا بخوريد بايد 200 متر راه برويد.


حقوق رئيس جمهور اروگوئه معادل نه هزار يورو در ماه است اما موخيکا فقط معادل هزار يورو از آن را مي‌پذيرد و مابقي آن را به صندوق دولت واريز مي‌کند.


موخيکا گفت: من مدت ده سال در بدترين شرايط زندگي کرده‌ام. شب‌ها اگر بالش براي خواب داشتيم، گويي برنده لاتاري شده‌ايم. من عادت کرده‌ام زندگي محقري داشته باشم. من از فقر تجليل نمي‌کنم بلکه از زندگي ساده و با حداقل ضروريات حمايت مي‌کنم.

موخيکا خدمه‌اي در خانه‌اش ندارد و همسرش براي او غذا درست مي‌کند. 


مزرعه موخيکا از مونته ويدئو پايتخت اروگوئه فاصله زيادي دارد و مسير آن خاکي است. اما رئيس جمهور هر روز به اين محل مراجعه مي‌کند و حتي به همسايگان خود نيز کمک مي‌کند. 

موخيکا در دفتر خود رفتاري ساده دارد.

در مناطق روستايي و محروم کشور ميزان محبوبيت موخيکا بيشتر است. 


وي  حتي براي سفرهايش از هواپيماي رياست جمهوري استفاده نمي‌کند بلکه با هواپيماهاي نظامي جا به جا مي‌شود. 

محافظان موخيکا دستور دارند جلوي نزديک شدن هيچ کس به وي را نگيرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 13:57  توسط سیروس رضایی  | 

روایت است حضرت عیسی(ع) به سرعت در حال دویدن بود، در راه کسی از او پرسید چرا فرار می‌کنی؟ پاسخ داد از صحبت با احمق فرار می‌کنم.

سائل دوباره پرسید: تو همان مسیحی هستی که مرده زنده می‌کنی، کور و کر شفا می‌دهی؟ حضرت مسیح گفت؛ بله من همانم! او گفت؛ همین احمق را درمان کن. مسیح پاسخ داد؛ آن کارها را با سرّ غیب و اسم اعظم انجام می‌دادم، اما با تمام مهربانی هزاران بار آن را بر آن احمق خواندم و او شفا نیافت.

سائل علت آن را پرسید. مسیح گفت: رنج حماقت، قهر خداست.

مولانا در دفتر سوم مثنوی معنوی این داستان را نقل می‌کند و به کسانی که با احمق‌ها روبه‌رو می‌شوند یک نصیحت عالمانه می‌کند و می‌گوید:

زاحمقان بگریز چون عیسی گریخت

صحبت احمق بسی خونها بریخت

اندک اندک آب را دزدد هوا

وینچنین دزدد هم احمق از شما

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1392ساعت 9:24  توسط سیروس رضایی  | 

جهادگر نمونه دانشگاهی در چهارمحال و بختیاری معرفی شد

در آستانه سالروز تشکیل جهاد دانشگاهی یک نفر از اعضای جهاد دانشگاهی چهارمحال و بختیاری به عنوان جهاد گر نمونه انتخاب و معرفی شد. 

رییس جهاد دانشگاهی واحد چهارمحال و بختیاری گفت: در آستانه سالروز تشکیل جهاد دانشگاهی یک نفر از اعضای جهاد دانشگاهی استان به عنوان جهادگر نمونه انتخاب و معرفی شد.

عبدالله تقی پور در گفت و گو با خبرنگارخبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) شعبه چهارمحال و بختیاری، با بیان اینکه معیار انتخاب جهادگران نمونه در دو بخش معیارهای عمومی و تخصصی بررسی می شود، تصریح کرد: پاسخگويي مشفقانه و جلب رضايت ارباب رجوع، انضباط کاری، خلاقيت و نوآوري و ايجاد ظرفيت هاي جديد كاري، وجدان كاري و كار جهادي، رعایت شعایر و اخلاق و رفتار اسلامی و استاندارد سازی فعالیت ها و بهینه سازی سیستم‌ها از جمله این معیارها هستند.

وی خاطرنشان کرد: برهمین اساس سیروس رضایی، مدیر اداره فعالیت های دینی، هنری و ادبی معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد استان به عنوان جهادگر نمونه انتخاب شد.

تقی پور یادآور شد: طی مراسمی تحت عنوان سالروز تشکیل جهاد دانشگاهی در دانشگاه علم و فرهنگ تهران با حضور هیات امناء و رییس و معاونان جهادانشگاهی کشور ، مسئولان دانشگاهها و جهادگران سراسر کشور، از این جهادگر نمونه استان تقدیر و تجلیل به عمل آمد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1392ساعت 13:6  توسط سیروس رضایی  | 
ماه ضیافت

قال رسول الله (ص) :

إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر ليلة منه.

رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرين شب بسته نمى شوند.

قال رسول الله (ص) :

اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار.

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پديدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

قال ابوجعفر(ع) :

لكلّ شىء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان.

امام باقر(ع) می فرمايد: براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع):

من قرأ فى شهر رمضان آية من كتاب الله كان كمن. ختم القرآن فى غيره من الشهور.

امام رضا (ع) :

كسى كه در ماه رمضان آيه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند . مانند كسى است كه در ديگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1392ساعت 12:45  توسط سیروس رضایی  |